تبليغاتX
یا صاحب الامر -
خوشا آن روز که مولا باز گردد ( انا مهدی ) طنین انداز گردد .

 

بسمه رب المهدی (عج )

 

 

مهدی جان ؛ وقتی با نامت آشنا شدم ، از غم فراق پدر با چشمانی گریان

و خاطری پریشان سر در لاک تنهایی خود فرو برده بودم و همچون یمیمان

کوفه بدنبال دستان پدری مهربان می گشتم پدری که هر لحظه امدنش را

انتظار می کشیدم غافل از اینکه دستان مهربان تو از بدو وجودم بر سر من

 سایه افکنده بود .

مهربانم ؛ نام و یادت با تمام وجودم انس گرفت و مهرت را با ذره ذره وجودم

 آمیختم تویی که مرهم دردهایم و آرمش بخش زندگیم شدی با تو فهمیدم

 واقعیت زندگی چیست ! و در آن لحظه دلم می خواست شادیم را به دست

قاصدکها بسپارم زیرا من تنها امید زنده بودنم را یافتم .

آقا جان من از تو اعتبار می گیرم مثل ابرها از اقیانوسها مثل بغضها و اشکها

از دلتنگی مثل شکوفه ها و برگها از بهار

دلم وصال تو را می خواهد ای زاده خوبیها تویی که کودکانه با شادی هایم خندیدی .

هر کجا هستی ای پاک تراز آیه مریم  دل غریب من با توست .




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 6:13 توسط هستی